شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
20
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
لقمان ، بلكه او اول كسى است كه حكيمش گفتهاند ، بعد ازو فيثاغورس را . 3 ، 2 - و فيثاغورس وقتى كه از شام به مصر آمد به اصحاب سليمان بن داود ملاقات نمود . علم هندسه را آموخته بود و بياموخت علم طبيعى و الهى را از اصحاب سليمان « 14 » . و نقل نمود بعد از آن اين سه علم را يعنى رياضى و طبيعى و الهى را به بلاد يونان و آنجا به فهم زيرك خود علم نغمه و الحان را استخراج كرد و او را در قاعده نسبتها در آورد و دعوى نمود كه من اين را از مشكات نبوت استفاده نمودهام . 3 ، 3 - و سقراط فرا گرفت ازو اين علوم را ، و اقتصار كرد ازين علوم بر علم خداشناسى و خداپرستى ، و كناره نمود از لذتهاى دنيا ، و اظهار مخالفت اهل يونان نمود در دين ، و گفت و گو كرد با بزرگان مشركان به بحث و دليل . پس فقهاى اهل شرك اتفاق نمودند بر دفع او و ملك خود را بر آن داشتند كه او را بكشد چنانچه به تفصيل خواهد آمد . 3 ، 4 - و افلاطون اقتصار نكرد بر علوم دينى ، بلكه جمع « 15 » نمود علوم طبيعى و الهى و رياضى را ، و او آخر عمر واگذاشت تعليم و درس گفتن را به سرآمد شاگردان خود و خلوت گزيد از مردمان براى عبادت ملك منان . 3 ، 5 - و گويند كه در زمان افلاطون وبايى به هم رسيد . بعضى از انبياى بنى اسرائيل به امر رب جليل ايشان را فرمود كه قربانگاه خود را دو چندان گردانند تا و با بر طرف گردد . پس بنا كردند مثل آنجا خانهء ديگر و اضافه نمودند به جاى اول . و با زياده گشت . باز خانهء ديگر ساخته اضافهء آنها نمودند ، مفيد نيفتاد . پس وحى كرد حق سبحانه و تعالى به آن پيغمبر كه اين جا را دو چندان نكردند ، بلكه نزديك ساختند به آن مثل آن جاى ، و اين دو چندان ساختن نيست . پس ملجا شدند به طلب امداد از افلاطون .
--> ( 14 ) - نسخهها جز د : سليمان بياموخت . ( 15 ) - متن ، س و ت : بل جمع .